على بن حسين واعظ كاشفى
مقدمه مصحح 33
رشحات عين الحيات ( فارسي )
1 - حلمانيه : پيروان ابو حلمان دمشقى كه متهم به حلول و اباحه است . « 1 » 2 - فارسيه : پيروان فارس دينورى از مردم خراسان كه از بعد كشته شدن حسين بن منصور حلاج جمعى از شاگردان او گرد فارس جمع شدند و او نيز متهم است كه به حلول اعتقاد داشته است . شرحى كه راجع به فرق دوازدهگانه تصوف نوشته شد بنا بر قول هجويرى مربوط به دستههاى مختلف تا قرن پنجم هجرى است و در قرون بعد نه تنها طريقت به صورت حزبها و فرقههاى منظم با رعايت نظامات و مقررات خاص درآمد ، بلكه به علت توسعه يافتن تصوف و زياد شدن پيروان آن در سراسر ممالك اسلامى از آسياى صغير و ايران و ماوراءالنّهر و هندوستان فوقالعاده بر تعداد اين حزبها و دستهها افزوده گشت . بهطورىكه در قرن هشتم مخصوصا در قرن نهم كه موضوع سخن ما است سلسلههاى فراوانى از صوفيه با روشها و مسلكهاى مختلف در سير و سلوك وجود داشتند كه هركدام به راه خود مىرفتند .
--> ( 1 ) - حلول : حلول كردن : در جائى و بر كسى وارد شدن ، حلولى : كسى كه معتقد باشد به اينكه خداى تعالى در آدم و ديگر پيغمبران تا خاتم انبيا و امامان حلول كند و در على ع و فرزندانش اين حلول پايان پذيرد . حلوليه يا اهل تناسخ فرقهاى از مسلمانان بودند كه به حلول يا تناسخ اعتقاد داشتند ، اين فرقه به شعبههاى متعدد منقسم شدند و هر گروهى به نامى شهرت يافتند . قديمترين كسى كه در ميان مسلمانان به نشر افكار حلولى مبادرت ورزيد ، عبد اللّه بن سبا است كه معتقد به حيات جاويد و رجعت على و الوهيت او بود ، و پيروانش را سبائيه گويند ، از فرقههاى ديگر مىتوان از ، بيانيه ، حربيه ، راونديه ، رزاميه ، مبيضه يا مقنعه ( سپيدجامگان ) و بالاخره حلمانيه را نام برد . براى اطلاع بر احوال اين فرقهها و عقايدشان بكتاب ( خاندان نوبختى ) نوشته استاد فقيد اقبال آشتيانى يا بكتاب ( ملل و نحل ) شهرستانى مراجعه شود .